ابو القاسم بن حسين رضوى قمى لاهورى / ميرزا حسين النوري الطبرسي
256
رسالة السادة في سيادة السادة ( و البدر المشعشع در احوال ذريه موسى المبرقع للطبرسى ) ( فارسى )
دليل و لا بيّنه و لا حجّت باطل محض ، و مبطل آن خود همين قائل مىباشد ، بلى در اين زمان علامت شناخت اين طايفهء مشاكيك امرى است كه آن مضحكهء ثكلى مىباشد . بدانكه جماعتى از اين طايفه مشهود به رأى العين گرديدند به رنگين عمّامه ، و مرد عزيزى از اين تفحّص نمود ، اين جماعت گفت : كه آقا مهدى كشميرى به ما گفته كه علامت شناخت سادات در عرب و عجم عمّامه رنگين مىباشد ، چون كه ما سيد گرديديم ، بايد كه براى شناخت خود عمّامهء رنگين همهء شما بهبنديد ، و صحاح الأنساب اينجا از قديم عمّامهء سفيد مىبندند ، پس براى شما عمّامهء رنگين دلالت بر سيادت مىكند ، و آنها را عمّامهء سفيد دلالت بر غير سيادت در انظار عرب و عجم شهرت مىكند ، لهذا به تعليم مهدى رنگين عمائم مىباشيم . و آن مرد عزيز با اهل مجلس براين سخن بسيار خنديده ، به آنها فرمود : كه شما خود را در اين ملك علامت جديده بر سيادت خود اختيار كرديد ، و از آن وقت سادات جديد به آنها مىگويند . باب در تقسيم سادات كشمير به دو طايفه بدانكه در ملك كشمير كلّ سادات منحصر در دو قسماند : أوّلهما : سادات صحاح الأنساب ، پس آنها به غير سه طايفه ديگرى نمىباشد : يكى : جلاليهء عاليه ، كه اصل آنها سجّادى ، معروف به حسينى مىباشند ، در اصل يك خانه در كلّ كشمير ، چون آفتاب روشن مشهور و معروف مىباشند . دوّم : سادات موسويه قدسيهء زكيه ، از اولاد دو برادر : يكى معروف به تپلىپوره ، ديگر معروف به سادات باغبان پوره ، دو خانه در كلّ كشمير مىباشند ، و اين هردو طايفه نهايت قليل العددند .